كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

740

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

فَالَّذِينَ آمَنُوا پس آنان كه گرويدند به‌آنچه گرويدن بدان واجب است وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ و كردند كارهاى نيكو لَهُمْ مَغْفِرَةٌ مر ايشان را است آمرزش گناهان گذشته وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ و روزى نيكو در حال يعنى رزقى بىرنج و منت يا بهشت در آخرت وَ الَّذِينَ سَعَوْا فِي آياتِنا و آنان كه بشتافتند در ابطال آيتهاى ما يعنى قرآن مُعاجِزِينَ در حالتى كه پيشىگيرندگانند بر ما به گمان خود يعنى خواهند كه از ما درگذرند و پيشى گيرند و عذاب ما از ايشان فوت شود أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَحِيمِ آن گروه ملازمان دركه جحيم‌اند دايم در آتش افروخته باشند در بعضى از تفاسير قصّه القاى شيطان در امنيّت پيغمبر بر وجهى آورده‌اند كه مرضى اهل تحقيق نيست و ما از تاويلات علم الهدى و تيسير و ديگر كتب معتبره چون معتمد فى المعتقد و روضة الاحباب و مدت انوار جمال مؤلفه الى يوم الحساب آن را اينجا ايراد كرديم بطريقى كه مستحسن اهل سنت است آورده‌اند كه چون سورة النجم نازل شد سيد عالم صلى اللّه عليه و سلّم آن را در مسجد الحرام در مجمع قريش مىخواند و در ميان آيتها توقف مىفرمود تا مردم تأنّى نموده ياد گيرند پس بطريق مذكور بعد از تلاوت آيت أ فرأيتم اللات و العزى و مناة الثالثة الاخرى متوقف شد و شيطان در ان ميان مجال يافته به گوش مشركان رسانيد كه تلك الغرانيق العلى و ان شفاعتهن لترتجى حاصل معنى آنكه ايشان بزرگان قوم يا مرغان بلندپروازند و اميد به شفاعت ايشان مىتوان داشت كفار باستماع اين كلمات خوش‌دل شده پنداشتند كه حضرت رسالت پناه عليه الصلاة و السلام خواند و بتان ايشان را ستايش كرد لا جرم در آخر سوره كه آن حضرت عليه الصلاة و السلام با مؤمنان سجده كرده‌اند اكثر اهل شرك اتفاق نمودند جبرئيل ع فرود آمده صورت حال بعرض آن حضرت ص رسانيد و دل مبارك پيغمبر عليه الصلاة و السلام از ان بسيار اندوهناك شد و حضرت بارى تعالى و تقدس جهت تسليه خاطر سيّد عالم صلى اللّه عليه و سلّم آيت فرستاد كه وَ ما أَرْسَلْنا و نه‌فرستاديم ما مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ پيش از فرستادن تو هيچ رسولى وَ لا نَبِيٍّ و نه هيچ نبيى و فرق ميان نبى و رسول آنست كه رسول صاحب شريعت است و نبى تابع اوست در آن شرع چون حضرت لوط ع كه بشريعت ابراهيم عليهما السلام دعوت مىكرد و هم چون يوشع و موسى و شمعون و عيسى عليهم السّلام يا رسول داعى است به شريعت خاص و بنى عام است و شامل مر او را و ديگرى را كه مقرر شرع سابق باشد پس بنى عام‌تر است از رسول و گفته‌اند رسول آنست كه جمع كند معجزه را با كتابى كه منزل باشد برو و نبى كه غير رسول بود آنست كه كتابى برو نازل نباشد و گويند رسول آن بود كه فرشته بوحى به دو فرود آيد و بنى آنكه آواز مىشنود يا ملهم گردد يا خواب بيند و بر هر تقدير مىفرمايد كه هيچ رسول و نبى نه‌فرستاديم إِلَّا إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ مگر چون تلاوت كرد بيفگند شيطان فِي أُمْنِيَّتِهِ در نزديك تلاوت او آنچه خواست به حيثيتى كه بر مردم مشتبه شد كه آن سخن را پيغمبر ص خواند چنانچه بوقت تلاوت پيغمبر عليه السلام شيطانى كه او را ابيض گويند بهنجار آواز حضرت عليه السلام اين كلمات بخواند شعر تلك الغرانيق العلى * و ان شفاعتهن لترتجى در حالتى كه حضرت سورة النجم مىخواند و به اينجا رسيده بود كه و مناة الثالثة الاخرى و جمعى گمان بردند كه اين كلمات مگر تلاوت پيغمبر عليه الصلاة و السلام است فَيَنْسَخُ اللَّهُ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ پس باطل و زائل گرداند خداى تعالى آنچه در افگند باشد شيطان از كلمات كفر ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آياتِهِ پس ثابت كند خدا آيتهاى خود را كه پيغمبر مىخواند وَ اللَّهُ عَلِيمٌ و خداى تعالى داناست باحوال مردمان حَكِيمٌ حكم‌كننده به حق بر ايشان .